درگیری امتحان!

من هم این مدت که ننوشتم مانند شما درگیر امتحانات بودم  ترم سه و معلمی و آبرو داری و هر جور بود با سیلی صورتم را سرخ و گلگون نگه داشتم ! سخت ترین امتحان من عربی بود و خدا حفظ کنه استادم که سر امتحان ایشان خیلی ها محظوظ می شوند و انحنای سیر معدل دانشگاه نزولی؛ هر چند به لطف الهی ما از آفات مصون ماندیم!

میدونید! شب امتحان عربی عمیقاً در این فکر بودم که آیا "این روا باشد که من در بند سخت" و استاد گرانقدر"گاه بر سبزه و گاهی بر درخت" و با همه پوست و گوشت و خون دریافتم که همین بلا را من نیز شب های امتحان بر سر ده ها طفل معصوم زبان بسته می آورم که هر کدام عزیز ِخانواده ای است محترم. نتایج اخلاقی حاصل از این امر و مشورت با کاردانان بخرد و دلسوز، مرا برآن داشت تا امتحان را به طور کلی از عرصه عالم حذف و عواقب کلیه امور را به خودتان بسپارم!!! حال "گر مرد رهی میان خون باید رفت" و الا بقیه عواقب امور با خودتان. حالا بعد از این همه ریسمون به آسمون بافتن بگید شما با امتحانات درگیرید یا اونا با شما؟!

/ 0 نظر / 16 بازدید